آباد بوم هم از وقایع اخیر کانون بی نصیب نماند . باقی ماندگان هیات مدیره سابق کانون در ادامه اقدامات غیرقانونی و تاسف برانگیز خود ، از توزیع آخرین شماره نشریه آبادبوم جلوگیری کرده و حتی از تشکیل جلسات هیات تحریریه نیز ممانعت مینمایند ! سیری درمسیرتاریخ بیانگر این امر است که همواره حکومت های ناحق که مقبولیت و مشروعیت لازم را نداشته اند از شنیدن هرگونه سخن بحق هراسان بوده و آن را برنمی تابند ، غافل از این تجربه بزرگ تاریخ که حق از میان رفتنی نیست . با ادامه روند فعلی تعجب انگیز نخواهد بود که روزی تجمع بیش از دو نفر در کانون نیز ممنوع گردد !! اینجاست که می توان به حقانیت سخن آن دلسوخته کانون پی برد که  فریاد برآورد "آقایان کانون در طول مدت حیات خود هیچگاه به این حد حقیر و خوار نبوده است "

ضمن اعلام تاسف عمیق از اینگونه اقدامات و تشکر و قدردانی از کلیه زحمتکشان نشریه وزین آبادبوم ، امکان مشاهده سرمقاله این شماره به قلم مدیرمسئول ، در ادامه مطلب فراهم شده است ...  


بسمه تعالی

سخن مدیر مسوول

علائم ناپایداری در سازمانها و تشکلهای مهندسی ساختمان

تعادل[1] و پایداری[2] از جمله اصولی هستند که هرخیمه و خرگاهی بر مبنای آنها استوار می شود و هر بنا و کاشانه ای در غیاب آنها در معرض فروپاشی قرار می گیرد. اصولی که نه تنها دروس فیزیک، استاتیک، دینامیک، مکانیک خاک، تئوری سازه ها، دینامیک سازه ها و مهندسی زلزله بر پایه آن ها به معنا و مفهوم می رسند بلکه از جمله سنن الهی هستند که طبیعت و کائنات و حتی امور فردی و اجتماعی را نیز در بر می گیرند.

تعادل و پایداری، هم در درون اشیاء و پدیده ها و هم در ارتباط با بیرون و شرایط مرزی[3] یا محیطی آنها باید برقرار باشند تا برقراری را استمرار بخشند و تکلیف آنها را از فروپاشی جدا سازند.

جمعیت ها و تشکل ها نیز از این قواعد مستثنا نیستند و اگر در درون خود، در ارتباط با اعضاء و ارکان خویش از تعادل برخوردار نشوند، نمی توانند پابرجا بمانند و لاجرم فرو می ریزند.

سازمان ها و تشکل های مهندسی درصورتیکه در تعامل با محیط بیرونی نتوانند شرط پایداری را برقرار کنند، نمی توانند حیاط موثر خویش را تداوم بخشند و به طور گریز ناپذیری از حیّز انتفاع خارج می شوند.

برای ایجاد تعادل در المان های درونیِ یک تشکل، کیفیت حضور و عملکرد آحاد اعضا و تاثیر مشارکت و پیوند آنها با تشکیلات خویش و همچنین مشروعیت ارکان و کیفیت سیاستهای متخذه و اقدامات اصولی آنها می تواند بستر مقبولیت تشکل را فراهم و احتمالاً تداوم بخشد و امکان ایجاد تعادل بین اعضا و پایداری تشکیلات را موجب شود و یا در غیر اینصورت سرنوشت تشکل ها و اعضای آنها را به سرانجام دیگری منتهی سازد.

برقراری تعادلِ درونی تشکل های مهندسی و ایجاد پایداری بیرونی از شروط اساسی برای استمرار عملکردآنها تلقی         می شود  و  در صورت فراهم شدن نقاط اتکای بیشتر[4] و داشتن تعامل های مناسب اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ضمانت بقاء را به نحو مطلوبتری به وجود می آورد. تعدد بیشتر تکیه گاههای بیرونی شرایط کافی را برای کاهش آسیب پذیری تشکل ها و سازمان ها فراهم می آورد و کارآمدی آنها را در  وضعیت امن تری قرار می دهد.

نکته حائز اهمیتی که وجود دارد این است که  پابرجا ماندن برخی از تشکل ها به منزله پایداری دائمی آنها نیست. تشکل ها مانند بنائی که تمامی بارهای محتمل بر آن اعمال نشده و پایداری موقت آن اغوا کننده است، می توانند آرامش کاذبی را در اعضاء و ارکان خویش ایجاد کنند. اطمینان واقعی نسبت به تعادل و پایداری تشکل ها زمانی به طور دقیق می تواند مورد ارزیابی قرار گیرد که در مسیر نیل به اهداف بتواند به تمامی وظائف خود بپردازد و انتظارات مقتضی را پاسخگو باشد. اینگونه انتظارات احتمالی، در صورتی که با عملکرد و  واکنش مناسب مواجه نشود به منزله نوعی بارگذاری محتمل بر سازه ای است که تدابیر لازم برای ایجاد مقاومت و عکس العمل بهنگام در آن پیش بینی نشده و سازوکار مناسبِ آن وضعیت از پیش فراهم نشده باشد.

امروزه اهمیت رعایت فرهنگ مدنی و تبعیت از قواعد و اصول کار جمعی در تشکل های مهندسی کشور بیش از هر زمان دیگری هویدا شده است. تصلب برخی از مهندسان و فعالان عرصه های تشکیلاتیِ مهندسی در مقابل پذیرش مبانی            کار اجتماعی، شرایط برقراری تعادل و پایداری برخی از تشکل ها را از آنها سلب کرده و به دلیل فقدان نگرش تحلیلی از وظائفی که بر عهده دارند و انتظاراتی که از آنها به وجود آمده، در مقابل بحران ها، معایب عملکرد آنها آشکار و علائم عدم تعادل و آثار ناپایداری در آنها آشکار شده است.

در صورتی که از رفتارهای ماکیا ولیستی و افکاری که برای رسیدن به هدف، استفاده از هر نوع وسیله ای را توجیه         می کند و رسیدن به قدرت و حفظ آن را به هر نحوی موجه جلوه می دهد، در این نوشتار بگذریم و پرداختن به آن را به وقت دیگری موکول کنیم، در حوصله این نوشتار ایجاب  می کند که به طور مختصر تنها به بخش اندکی از رفتارهای تشکیلاتی اشاره شود تا امکان نائل شدن به حداقل های کار جمعی فراهم شود.

قانون مداری، سلامت نفس و پرهیز از هرگونه شائبه انتفاع فردی به خصوص برای فعالان تشکیلاتی، از قواعد اولیه برای حضور در این عرصه ها قلمداد می شود.

خصلت های نکوهیده فردی نظیر قدرت طلبی، سلطه جویی، لجاجت، خود محوری، دروغگویی، تهمت زنی،                خود بزرگ بینی، خود کم بینی، چاپلوسی، برخوردهای مغرورانه، ناشکیبایی، عافیت طلبی، تصلب های رفتاری،                 کج اندیشی، نگرش های تک بعدی، برخوردهای لحظه ای، ناامیدی، دلمردگی، بی انضباطی و تنبلی از جمله خصایصی هستند که در تعارض با کار جمعی قرار دارند و حضور افراد با هر یک از این  ویژگی ها در عرصه های تشکیلاتی، جز ایجاد اختلال در کار جمعی دستاورد دیگری را برای تشکل ها نمی تواند به ارمغان آورند.

 عقده های روانی، جزئی نگری های افراطی، وسوسه های نفسانی، شایعه پراکنی، توطئه چینی، نقادی های غیر منصفانه، فقدان نگرشهای تحلیلی، تحلیل های غیر مستند، سوء ظن های موهوم، انزوا طلبی و عدم استقلال فکری از جمله شاخص های دیگری هستند که به محض بروز آنها، تشکل ها را به سمت حاشیه پردازی و گریز از مدار فعالیت های اصلی می کشاند.

کار جمعی زمانی به سمت منزل مقصود رهنمون می شود که ویژگی هائی نظیر تلاش، فداکاری، گذشت، انعطاف، دوراندیشی، جامع نگری، تعمق، دقت و انتقاد پذیری از ویژگی های بارز اُمنای فعالان و صاحب منصبان تشکل ها باشد.

باتوجه به آنچه که در این نوشتار به طور مختصر اشاره شد، زمان مقتضی برای مباحث تحلیلی در مورد                        بررسی ناهنجاری های تشکیلاتی فرا رسیده و هرگونه اغماضی در این زمینه می تواند شرایط واژگونی را برای              تشکل های مهندسیِ آفت زده فراهم آورد.

به نظر نگارنده، تشکل ها و سازمان های مهندسی در صورتی می توانند زمینه های تعادل و پایداری را در درون و محیط پیرامونی خود فراهم آورند که متکی به تکیه گاه های متعددی شوند و از اتکاء بر تکیه گاه های کاذب بپرهیزند، در این راستا تلاش  برای ایجاد انسجام داخلی و نیز آمادگی فزونتر برای تعامل های بیرونی مناسب، از جمله راهبردهای اجتناب ناپذیر است. ارائه خدمات مهندسی مبتنی بر نیاز واقعی مردم و نه صرفاً براساس الزامات قانونی، به طور جدی باید در دستور کار تشکل ها قرار گیرد. احساس وظیفه برای حضور تخصصی در عرصه های محلی و ملی و اظهار نظر در زمینه برنامه های مرتبط با پروژه های عمرانی و برنامه های توسعه، طرح های جامع و تفصیلی و آنچه که آسایش شهروندان، حیثیت و اعتبار ملی را در گروی خویش دارد و اتخاذ سیاستهائی که  رفع موانع عدیده برای جذب وگردش سرمایه های داخلی و خارجی را موجب می شود و نیز روان سازی امور، برای الگوهای متفاوت ساخت و ساز شهری و پروژه های عمرانی، از دیگر الزاماتی است که باید مورد تاکید قرار گیرد و به اجرا گذارده شود. بنابراین ضمن اندیشیدن به دغدغه ها و  منافع مهندسان، ایجاب می کند که برای رضایت مردم و نیز تامین منافع ملی به طور توامان و با نگرشی جامع برنامه ریزی شود. نگرش یک سویه به منافع مهندسان موجب از دست رفتن تکیه گاه های اجتماعی و سیاسی می شود و موجبات ناپایداری را فراهم می آورد.

 سازمان ها و تشکل های مهندسی ساختمان باید قله های اهداف را به قدری مرتفع پیش بینی کنند تا برای دستیابی به آنها، عدم تعادل و ناپایداری به تعادل و پایداری تبدیل و زمینه های پرداختن به فلسفه وجودی مهندسان بیش از پیش فراهم شود تا انشاا... بتوانند به نحو مطلوبتری بسترهای کار و تلاش های مهندسی را توسعه بخشند و  به وظایف اصلی خویش جامه عمل بپوشانند.

 

[1] equilibrium

[1] stability

[1] Boundary condition

[1] redundancy